![]() |
![]() |
|
| هـومـت، هـوخـت، هـوورشـت |
|
سپهر سَمراد را با سمند تیز پایی سپری میکنم. آنگاه اینگونه می نویسم: نیزه در دست، سپر در برابر سپر، (( سوفار تا پهنای گوش کشیده )) هماوردم اهریمن است. در نبرد با او باید که آتش افروزم بسیار. آتشی که هیزمش راستی و گرمای آن مهربانی و روشنایش پاکیست. پشت سر سپاهیست کلان، گردهم آمده از امشاسپندان. روبرو کیست؟ سیلی سهمناک از اهریمن و ناپاک. نخواهم هراسید، نخواهم گریخت. خواهم ایستاد تا واپسین دم. می خواهم بدانم که راست چیست و پاک کیست؟ سمراد (( samraad : وهم وخیال، پندار سمند: اسب زرد رنگ سوفار: بن چوبه تیر که در چله ی کمان گذاشته می شود.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 9:32 توسط اهورا |
|
|
صفحه نخست خانگي سازي پست الکترونيک آرشيو |