![]() |
![]() |
|
| هـومـت، هـوخـت، هـوورشـت |
|
زاد روز اشو زرتشت فرخنده باد. زنیکی دهش یافته کام و نام سوی گیتی آمد بدل شاد کام همه جادوان آگهی یافتند به پیکار زرتشت بشتافتند همه نره دیوان ناپاک وار ابا لشکر سهمگین بی شمار چو دیدند فرزانه زرتشت را بدندان گرفتند انگشت را در26 و یا 27 ماه مارس 1767 سال پیش از سال مسیحی و یا ترسایی و یا بهتر بگوئیم 3737 سال پیش در کنار رودی در استان خراسان از این آریابوم در خانه ای از زنی بنام دوغد وی مردی بنام پورشسب اسپنتمان کودکی با لبی پر خنده چشم به جهان گشود نامش را زرتشت نهادند. او همانند هر کودکی پرسنده و جوینده بود ولی با کاوشی بس بزرگ بزمانی که برایش از خدایان گوناگون سخن میراندند ویا نسبتِ کارهای شگرفی را بآنها میدادند می پرسید وپاسخی روشن می جست و زمانی که پاسخی درست دریافت نمیکرد و نیز درشتی میدید پافشاری بیشتر میکرد او میخواست راهی بجوید برای رهایی ستمدیدگان سر انجام پیشوایان آئینهای آن زمان وفرمانروایان کشور از وی که دیگر نوجوانی شده بود روی بر داشته واو را نیز از خود براندند اکنون اشو زرتشت که از آنان ناامید شده بود، روی بخود آورد و همچنین بجهان زنده و سپهر گردنده نگریست و پیرامون هر آن چه میدید سنجشی میکرد. با مردم گفت و شنود میکرد و از هر کس و هر چیز چیزی آموخته و آنها را اندوختهً اندیشهً خود می نمود . از استادان چکامه گفتن وسرودن را آموخت او در جستجوی پر تلاش خود، از سامان جهان به دانش و بینش (جهان سامانی) رسید و (جهان آفرین) را شناحت. و از خود شناسی به جهان شناسی واز آن به خداشناسی پی برد. آن شناختی که او در یافت کرده بود (دانش و بینش خدائی) بود که زرتشت خدا را (مزدا) به چم (ابر دانش) و یا بزبان ساده تر(ابر دانا) نام نهاد و دریافت که توانی اهورامزدا در دانائیش میباشد. برای همین این سرشت اهورائی را بر پایه (دانش و بینش خوب )استوار نمود و بر آن نام (سرشت بهی )به چم(دید و بینش بهی ) گذاشت . از این پس بود که او با اهورامزدای خود ، خدای یکتا، بی همتا، دانا، توانا، آفریدگار، پروردگار، دوست، دوست داشتنی، هم سخن شد و آوای اهورامزدا را همچون پیام پاکی رابا گوش هوش بدل و جان شنید . زرتشت سی ساله بود که دانست دریافتهای خود را در بارهً اهورامزدا آن خدای دانا، یکتا و یگانه و پیرامون زندگانی نیک در جهان همچون پیام پاک و روشن آشکار سازد و( سرشت بهی) را بنیاد نهد . آن روز خجسته نوروز بود، نوروزی که آغاز سال سرشت بهی زرتشتی ، 1737 سال پیش از سال ترسایی(میلادی) و 2358 سال پیش از سال هجری خورشیدی گردید پیام زرتشت هراسی هولناک در میان پیشوایان و فرمانر و ایان آنزمان انداخت آنان کمر به آزار او و یارانش بستند و بآنها آزارها رسانیدند تا پس از ده سال رنج و آزار ناگزیر او و یارانش ترک زادگاه خود کردند وروی به سیستان در کنار دریاچه هامون شهر زابل نهادند در آن زمان شاه بزرگ کیانی گشتاسب در آنجا پایتخت داشت. گشتاسب شاهی بود بزم آرا و رزم آرا ،جنگجووتند خو، ولی سخن دان و سخن سنج . دو سال با زرتشت بگفت و شنود نشست تا سرانجام گشتاسب با خانوادش و درباریانش به سرشت بهی گرویدند و دست از ستیزه جوئی وجنگجوئی برداشته و روی به آشتی درستی نهادند بر پیروی از بنیادهای سرشت بهی ، به جهان خود سامان دیگری دادند بدین ترتیب این سرشت اهورائی گسترش یافت و کشور روی به آبادی نهاد. همسر او هووی و دخترانش: فرین، تهرت، پوروچسب ونامهای پسرانش : ایسدواستر،اروتدنر، خورشید چهر اشو زرتشت بزرگ پس از هفتاد سال و چهل روز پشتکارو فراز و نشیب ها در راه پیشبرد سرشت بهی در پانزدهم ازدیبهشت ماه پس از چهل و هفت سال راهنمائی مردمان ( 1690 سال پیش از سال ترسایی(میلادی) کامیاب با همان لبخندی که چشم به جهان باز نموده بود شاد کام و پیروز چشم بر بست و جهانی آباد بر جای گزارد . " پیام پاک " بهترین گفته ها را با گوش بشنوید وبا اندیشه روشن بنگرید سپس هر زن و مرد از شما، ازاین دو راه، نیکی و بدی، یکی را برای خود برگزینید پیش از آنکه روز بزرگ گزینش راه زندگانی فرا رسد این آیین را در یابید و نیک بفهمید. اشو زرتشت پیام پاک خود را در هفده سرود خوش و زیبا میآورد زیرا که او می دانست و ما هم اکنون به آن پی برده ایم که شعر بویژه با ارزش تر است از نثر و بهتر می ماند زیرا که در نثر می توان بسادگی دست برد وآن را تغییر دادواین اندیشه زرتشت بود که هم اکنون ما آنرا درک میکنیم. . گفتارهای زرتشت همگی به شعر است که پس از سه هزارو اندی هنوز هم همان تازگی خود را دارا می باشد.آیا جای بسی شگرف نیست و آیا بیش از یک معجزه ارزش والی ندارد و آیا چه شگفتنی و معجزه ای از این بالاتر . سرود های اشو زرتشت را ما به نام گاتها می شناسیم . این هفده سرود را که تنها دارای 341 بند میباشد می توان خیلی آسان در داخل یک کتابچه کوچک جیبی جمع آوری نمود زیرا که زرتشت بزرگ همیشه بر آن بود رهنمودهای او میبایستی اندیشه ها را بر انگیزد، خردشان را بیدار کند و هوش شان را سرشار نماید . تا مردم بتوانند خود را از بندگی و پیروی کورکورانه رهانیده و از آزادی و آزادگی بر خوردار شوند، جهان خود را در زمان خود با دانش روز و بینش روزگار پیش برند و بهتر سازند . گاتها دارای بنیادهای زندگانی است که برای هر زمان و هر جا تازه و آماده می باشد . گاتها چنگ را باز میدارد تا روی آشتی گسترده شود تا آن خوی ستیزه جوئی را از جوشش بازدارد و بجای آن هوش را بکار می اندازد بند ها را پاره کرده و افراد را رها می سازد تا آزادانه به رای و خواست خود راه سازگار را بیابند سرشت بهی هرگز نژاد پرستی را نمی پذیرد .آنرا ننگ میداند و همیشه یاری و همکاری را سر مشق همگان رهنمود میشود مردم دوستی را می ستایدو بنیاد خانه وخانواده را بالاترین بهی میداند . در آبادی شهر ها و کشور و همبستگی جهانی را می ستوده و جهان جانوران و گیاهان را یکی از ارکان خدائی میداند و در راه آن کوشش فراوان راه میدارد . گاتها بیش از هر چیز از خود شناسی ، جهان شناسی و خداشناسی سخن گفته و انسان را خدا گونه می پروراند. گاتها از آزادی، آزادگی،بهمنشی، نیک اندیشی، راستی، درستی، پیشروی، نوسازی، تازه کاری، سامان، سازمان، آرامش، آسایش، رسایی، جاودانگی سخن می راند با سخنی کوتاه گاتها ی اشو زرتشت اسپنتمان، وخشور پاک خدایی، سرودهای پاکی است که هم در درگاه خداوند دانا، توانا بصورت نمازو نیایش می باشد و هم برای مردم راهنمای زندگانی شاد و آباد . سرود ها را خواندن و خداوند را ستودن و اندیشهً بهتر زندگانی نمودن می باشد. گاتها پیام پاک خداوند است که به زرتشت و به ما جهانیان رسانیده شده است . سرشت بهی زرتشت برای همه جهانیان است . پیام زرتشت را بخوانید، بسنجید، دریابید، بپذیرید، به کار ببند ید و گسترش دهید . در این باره بیشتر بخوانید: ( نوروز خردادی يا نوروز بزرگ زادروز اشو زرتشت )
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم فروردین 1387ساعت 10:0 توسط اهورا |
|
|
صفحه نخست خانگي سازي پست الکترونيک آرشيو |