![]() |
![]() |
|
| هـومـت، هـوخـت، هـوورشـت |
|
تني و رواني ، گيتي و مينو بنابر سروده هاي اشوزرتشت، هر كس بايد برون خود را از هر آلايش، پاك، تاريخ و بيماري به او راه نيابد. برون هر كس، تن و جامه و خانه و پيرامون اوست و هر گاه ما اينها را پاك نگاه داريم، قوانين بهداشت را به كار بسته و تندرست و نيرومند خواهيم بود. در اوستا آمده است: پاكي و نيرومندي خرد و روان، بستگي به پاكي و تندرستي تن دارد. چنانچه در سروش باج مي خوانيم: پاكي تن و اشويي روانخوش. زيرا با تن بيمار و ناتوان ، كسي نمي تواند نماز و ستايش پروردگار را كه شيوه درستي و نيرومندي روان اوست به خوبي انجام دهد. در كتاب ديگر امده است: چون انسان داراي تن و روان است ، پس بايد از نيروهاي تن و روان خود پيوسته نگاهداري كند، چه اگر نيروي روان، كاهش پذيرد، تن، سست گردد و هر گاه نيروي تن، كم شود، روان، ناتوان بماند. پس كوشش بايد كرد كه هر دو نيرومند و توانا باشد. امشاسپندان، شش فروزه اهورامزدا بوده كه آدمي هر لحظه براي تكامل و رسيدن به آفريدگار بايد آنها را گرامي بدارد و با آن بتوانند گيتي يا جهان مادي را سپري و به جهان مينوي برسند. معني امشاسپندان ، پاكان و سودرسانان جاودان است. شش امشاسپندان كه هر كدام به نوعي با تن و روان، گيتي و مينو درارتباط مي باشند، به شرح زير است: 1) بهمن به معني نيك انديشي 2) ارديبشهت به معني بهترين راستي و پاكي ها 3) شهريور كه سومين گام بالندگي روان است به معني هماهنگي مي باشد. 4) اسفند به معني مهر و عشق 5) خرداد به معني رسايي و بالندگي و درستي تن و روان. 6) امرداد به معني جاودانگي در اندرز گواه گران زرتشتيان آمده است: داد و آئين ارديبهشت امشاسپند ، راستي و پاكي است. درون و برون خود را پيوته پاك نگهداريد. از كژي و ناپاكي پرهيزختاربيد. اشويي ستائيد و به داداشا راه پديد، چه كه راه در جهان يكي است و آن اشويي است. به منش ، نيك منيد. به گوشنا، نيك گوييد و به كنشن، نيك ورزيد. با همديگر ، يكدل و يكزبان بيد. از دروغ وسوگند جادويي ،گريزان بيد.آتش كه اندر گيتي ، مهر واشوئي را نماينده است گرامي داريد و به نساء و پلشتي ميالائيد. جهان تن- واژه هايي كه به جهان تن برگردانده شده اند، در اوستا گئوش تشن مي باشد كه به معني جهان گيتي هم آمده است. واژه گئوش تشن، از سه قسمت تشكيل شده: 1) گئو از ريشه گي به معني جان و جهان و زندگي مي باشد و با واژه هاي جريان و كيهان و گيتي كه همه از يك ريشه اند بستگي دارد. دوم: ش به نشانه افزايش واژه گئو به واژه تشن مي باشد و سوم واژه تشن است كه به معني تراشيدن و ساختن و درست كردن و به پيكر در آوردن است و درهاگاتاها به معني تن مي باشد. واژه گئوش تشن، جهان تن يا جهان آفرينش و يا گيتي و جاي زندگي است و در برابر جهان روان يا جهان مينوي مي باشد و به جاي عالم جسماني در زبان تازي است. گئوش تشن پايه برنامه زندگي مي باشد كه از دو راه، برنامه زندگي را به ما نشان مي دهد: 1) از راه بهداشت و تندرستي 2) از راه آبادي جهان و نيكونگاه داشتن زمين و بهره مند شدن از بخشايش (نعمت هاي) آن برنامه تندرستي اين است كه آدمي از راه كار كردن و بهداشت و ورزش و پاكي و پاكيزگي، اندام خود را نيكو نگاه دارد و بكوشد تا هميشه تندرست باشند و زياد زندگي كند. پيكر زيبا و رسا، در اوستا بسيار ستوده شده و پسنديده مي باشد و مردم هم از آن، خوششان مي آيد. بنابر برنامه ي آبادي جهان، آمده است كه آدم هميشه در كار و كوشش باشد و زمين را آباد سازد و راهي پيش گيرد كه ارزش داشته باشد و به مردم سود برساند و كاري كند كه آبرومندانه زندگي را به سر برد و نام نيك از خود به جاي گذارد. زندگي اين جهاني كه پرورشگاه آدمي و ديگر آفريدگان است، بسيار ارزش دارد و در بخشهاي گوناگون اوستا، زياد ستوده شده است آدمي نبايد از اين جهان، چشم پوشي كند و در انديشه پيشرفت و سربلندي نباشد. بدين سان در هات يكم گاتاها به انسان يادآوري شده است كه هر زرتشتي بايد ارزش بدن خود را بداند و آن را خوب نگاهداري كرده و همچنين ارزش اين جهان و اين زمين را كه پرورشگاه و جاي خانه و زندگي اوست ، بداند و در انديشه آباد كردن آن باشد تا هم خود از آن بهره مند شود و هم براي آيندگان و فرزندان كشور، سرزمين آباد و خوش و خرم بگذارد و با اين روش، روي زمين بهشت برين گردد و آيندگان ، از نتيجه شايستگي و كار و كوشش گذشتگان خود، در آسايش باشند. جهان روان- كه در اوستا گئوش او روان نام گرفته است و نمودار جهان روان يا جهان مينوي است. اينجا پايه ي يافتن فرهنگ و دانش است. پايه ي آشنايي يافتن با نيروهاي دروني است كه جهان تن را مي جنباند و به كار و كوشش، وا مي دارد. آدم هنگامي كه كار و زندگي تا اندازه اي سرد سرور دارد و از جهان تن پيشرفت نمود. بايد در جهان مينويي كه جهان روان و وجدان است، گام بگذارد و نيروي دروني خود را نيز كه نگهبان تن است، پرورش دهد. چه كه اين دو جهان تن و روان، با هم بستگي دارند و يكي از آنهايي ديگري سود ندهد و آدم را به پايه پيروزي و آرامش دل و جان نرساند. انسان تنها از راه جهان تن و مال و دارايي نمي تواند، آسودگي به دست آورد، بلكه به جهان مينوي هم نيازمند است. اگر كسي در جهان به خوبي پيشرفت كند، مال زياد به دست آورد و در كاخ باشكوهي يا در ميان باغ زيبايي به سر برد و شب و روز، بخورد و بياشامد و بخوابد، از اين زندگي خشنود نمي شود و آرامش دل به دست نمي آورد زيرا به دوست خوب نيازمند است. به شنيدن گفتار نيك نيازمند است. دلش مي خواهد بگويد و بشنود و دلش مي خواهد چهره هاي زيبا را ببيند و آهنگ و آواز خوب بشنود، اينها همه جهان روان است، جهان مينوي است. هنگامي كه به تن آدم آسيب مي رسد يا در دو بيماري در خود مي بينيد، افسرده و اندوهگين مي شود و اگر ديگري را در رنج و سختي ببيند باز هم افسرده مي شود. اين افسردگي از رنج ديگران، واكنش يك نيروي مينوي دروني است كه آن را جهان روان گويند. و اين همان است كه آدمي را به هنگام انجام كار خوب، خرسند و به هنگام انجام كلر ناروا، آشفته مي سازد و در فكر و اندوه به سر مي برد و همگي اين واكنشها در ارتباط با جهان روان است. گئوش او روان هم مانند گوش تشناز سه قسمت تشكيل يافته است: او روان يا ئورون به معني روان و گئوش كه در قسمت پيشين به آن اشاره شد. دليل بر هم بستگي و وابستگي گئوش تشن و گئوش او روان، چنانكه در فروردين رشت آمده است (قسمت 152) : زرتشت را سرو جهان تني (جسماني) و بزرگ جهان مينوي (روحاني) مي خواند و او را آموزگار اين دو پايه مي شناسد. همچنين در آغاز اوستاي كشتي كه براي بازگشت از گناهان است چنين آمده است: هومت و هوخت و هورشت – منشني و گوشني و كنشني و تني و رواني – گيتي و مينو ازش همه گونه و ناهي، اواخش و پشيمان و پتت هم. بر اين پايه در مراسم و آيين (سدره و كشتي) به ما مي نمايد كه براي هميشه هر گاه كه شخص، سده را در تن و كشتي را در كم خود احساس مي كند، آموزشها و سرودهاي گفته شده در هنگام پوشيدن سدره و بستن گشتي كه درضمير ناخودآگاهش جايگير شده، در ذهن و روانش زنده مي شود و او را خود به خود به انجام كار نيك و پرهيز از كارد وا مي دارد، از اين رو از اين مراسم به عنوان يكي از با اهميت ترين آيين هاي زرتشتي، ياد شده و در واقع پيماني است كه آدمي با خداي خودش، بسته كه پيوسته در در راه راستي و پاكي و پارسايي بوده است و هرگز راه دروغ و گژانديشي و گژ گفتاري نرود. از ديگر بايسته هاي كيش زرتشتي نيز، حتا به اهميت نقش تن و روان ، پي مي بريم: در مورد سن زناشويي كه با بلوغ تن و انديشه و روان همراه است ، كه در پسران 18 سالگي و در دختران 15 سالگي بوده و نشان دهنده ي همراهي و اهميت تن و روان است. سرود اشم و هو؛ كه هم پاكي تن را در بردارد و هم پاكي روان را. هر زرتشتي بايد در پاكي تن خود بكوشد، از آلودگي ها بپرهيزد و هنگام آلوده شدن، خود را با آب پاك بشويد. در آيين زرتشتي بايد با آب پاك ، شستشو كرد و با آبي كه رنگ و بو و مزه آن برنگشته و به چيزي آلوده نباشد در مورد خوراك خوردن، زرتشيان بايد پيش از خوراك خوردن و پس از خوردن ، دست و روي و دهان خود را خوب بشويند كه همه اينها نشان دهنده اهميت تن پاك و در نتيجه روان سالم است و حاكي از گذراندن درست زندگي گيتوي و راه نهادن با سطح تكاملي بالا به جهان مينوي است. گرد آورنده : مهتا جوانمرديان
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم تیر 1385ساعت 18:6 توسط اهورا |
|
|
صفحه نخست خانگي سازي پست الکترونيک آرشيو |