تبليغاتX
نـــســـیـــم ابـــریـــشـــمـــیـــن

نـــســـیـــم ابـــریـــشـــمـــیـــن

هـومـت، هـوخـت، هـوورشـت

سفرنامه باران

آخرین برگ سفر نامه باران،

                                       این است:

                                                که زمین چرکین است.                            

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 18:30  توسط اهورا  | 

سرگذشت ما

روزی که در کتاب های تاریخ
سرگذشت ما را می خوانی:
سرزمینی که شکوفا شد
در تگرگ و سیلاب بهاری
شاید بشنوی صدای طبل ضربه های مرگ را،
 از ورای کلمات دروغین
                                و گوشت را پر کند طنین
                                                                 خنده های دیو آسای زمانه ما
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 13:52  توسط اهورا  | 

نوروز

نوروز بر همگان شاد باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 1:51  توسط اهورا  | 

یلدا

یلدا بر همگان شاد باد

شاد و خشنود باد سراسر سرزمین اهورایی ایران زمین. مژده باد ایرانیان را که جشن می گیریم پیروزی روشنایی بر تاریکی تا دلها مان به گرمای مهر فروزان گردد. میستاییم مزدا اهورا را و خواستاریم که در شب زایش مهر ریشه ی دروغ ودشمنی را از خاک اهوراییمان برکند. 
                                                                   
ایدون باد ایدون تر باد.

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است . بسياری بر اين باورند که ريشه‌ی پاس‌داشت شب چله ميراث قوم کاسپیان‌ است . کاسپ‌ها از اولين اقوام آريايی هستند که وارد ايران شدند.ان‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گيلان امروزی سکنی گزيدند و پس از چندی به نقاط ديگر ايران مهاجرت کردند . کاسپ‌ها قوم نيرومندی بودند و تمدن توانمندی را پايه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زيگورات چغازنبيل، آسياب‌ها و قنات‌های شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد. هم‌چنين پل‌های بسياری با نام آناهيتا در سراسر ايران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هايی توانستند انحراف ٢٣ درجه‌ی مدار زمين در گردش به دور خورشيد را اندازه‌گيری کنند . کاسپ‌ها با استفاده از اين ابزار به تقويمی دقيق دست يافتند و دريافتند که پس از آخرين شب پاييز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود. این جشن در ماه پارسی «دی» ( تولد دوباره خورشید ) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژه ی روز ( DAY ) در زبان انگلیسی ( که همریشه با زبانهای کهن آریایی است ) نیز از نام این ماه برگرفته شده است . نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین . یلدا برگرفته از واژه‎ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است . ( برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است ) . بعد از هجرت گسترده ی مسحیان در زمان کشتار امپراطوری روم به ایران و منطقه های آسیای صغیر . هنگام توسعه‌ی آيين مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زايش مهر و نور و راستی با شکوه تمام برگزار می‌شده است و پس از استيلای مسيحيت در اروپا، آداب و رسوم آيين مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در ميان روميان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دين جديد رنگ نباخت . تا سال ٣٥٠ ميلادی تمام فرقه‌های مختلف مسيحيت متفق‌القول روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح می‌دانستند وليکن نفوذ آيين مهر کليسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عيسی مسيح را مطابق با تولد مهر يا ميترا قرار دهد تا از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترين جشن آيين مهر را در خود حل کنند . با قدرتمند شدن کليسای رم و پس از گذشت زمان، فرقه‌های ديگر مسيحيت به اين سمت و سو گرويدند. ليکن هنوز کليسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح می‌دانند . آن‌چه از نظر پژوهشگران مسلم است اين است که ٢١ يا ٢٥ دسامبر با توجه به اشاره‌های انجيل به فصل زراعت و اعتدال هوا و هم‌چنين تاريخ دوران اوليه‌ی مسيحيت ، روز ميلاد عيسی مسيح نيست و نفوذ آيين مهر در رسوم کليسا نيز غيرقابل‌انکار است . نخستين مايه‌های جشن کريسمس وايلانوت ميراث و هديه‌ی ايران کهن به جهانيان است که خود تا به امروز در زنده‌نگه‌داشتن آن کوشيده‌است . ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دميدن پرتو پگاه در دامنه‌ی کوه‌های البرز به انتظار باززاييده‌شدن خورشيد می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نيايشگاه‌های پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول می شدند تا پيروزی مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است . روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خورروز ( روز خورشید ) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود ( خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند ) . در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.

  یزدان پناه باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 22:51  توسط اهورا  | 

کوروش بزرگ در کتاب مقدس

در کتاب مقدس و در بخش نخست آن یعنی کتابهای عهد عتیق( تورات) بارها از نام کوروش بزرگ  و کارهای نیک او یاد شده است. آنچه در زیر می خوانید همگی برگرفته ازتورات می باشد.(گرچه کمی طولانیست اما ارزش خواندن آن بسیار.)

 نوید رهایی قوم یهود در کتاب ارمیا : (Ermia)

 کتاب ارمیا از کتابهای عهد عتیق بوده و بدست ارمیای نبی نوشته شده است این کتاب به شرح رخدادهای سرزمین یهود بین سالهای 625 و 580 قبل از میلاد می پردازد. این کتاب بخشی از کتاب مقدس است.

 در کتاب ارمیا بخش 25 به نام "هفتاد سال اسارت" آمده است که:

 ارمیا از سوی یهوه می گوید: ( ای قوم اسراییل) شما برای مدت هفتاد سال پادشاه بابل را بندگی و خدمت خواهید کرد. پس از پایان هفتاد سال پادشاه بابل و قوم او را بخاطر گناهانشان مجازات خواهم کرد( این پیشگویی به دست کوروش بزرگ رخداد و او در سال 539 ق.م درهای بابل را گشود و آخرین پادشاه بابل در همان رخداد کشته شد.)  ]بخش25 بند12 [

 کوروش بزرگ نجات دهنده ی قوم یهود:

 کتاب اشعیا از کتابهای عهد عتیق بوده و بدست اشعیای نبی نوشته شده است. این کتاب بخشی از کتاب مقدس است.

بخش 45 این کتاب با نام کوروش، برگزیده ی خداوند و نجات دهنده ی اسراییل اینگونه سخن می گوید:

 خداوند کوروش را برگزیده و به او توانایی بخشیده تا پادشاه شود و سرزمین ها را فتح کند و پادشاهان مقتدر را شکست دهد. خداوند دروازه های بابل را بروی او باز میکند؛ دیگر آنها به روی کوروش بسته نخواهند ماند خداوند میفرماید:" ای کوروش، من پیشاپیش تو حرکت میکنم، کوه ها را صاف می کنم، دروازه های مفرغی و پشت بند های آهنی را می شکنم. گنجهای پنهان شده در تاریکی و ثروتهای نهفته را به تو می دهم. آنگاه می دانی که من خداوند و خدای اسراییل هستم و تو را به نام خوانده ام. من تو را برگزیده ام تا به اسراییل که خدمتگزار من و قوم برگزیده ی من است یاری نمایی. ... ای آسمان، پیروزی را بباران؛ و ای زمین، از آن سیراب شو تا از تو آزادی و عدالت بروید. من که خداوند هستم این را انجام خواهم داد.
.... اکنون کوروش را برانگیخته ام تا به هدف عادلانه من جامه عمل بپوشاند. من تمام راه هایش را راست خواهم ساخت. او بی آنکه انتظار پاداش داشته باشد، شهر من اورشلیم را بازسازی خواهد کرد و قوم اسیر مرا آزاد خواهد ساخت. ...

 بخش 46 بند 11 از همان کتاب:

مردی (کوروش) را از مشرق، از آن سرزمین دور دست فرا می خوانم. او مانند یک پرنده ی شکاری فرود خواهد آمد و آنچه را اراده نموده ام انجام خواهد داد. ... و ارشلیم را نجات خواهم داد و اسراییل را سرافراز خواهم ساخت.

 به فرمان کوروش یهودیان به اورشلیم بازمیگردند:

 کتاب عزرا بخشی از کتاب مقدس و از کتابهای عهد عتیق می باشد گمان بسیار می رود که این کتاب را عزرا که هم کاهن و هم نویسنده و پژوهشگر بوده است نوشته باشد. عزرا همراه بسیاری از یهودیان دیگر پس از فرو پاشیدن سرزمین یهودا در سال 586 قبل از میلاد به بابل تبعید شده بود. در سال 539 پس از سرنگونی بابل، کوروش بزرگ به یهودیان آزادی می بخشد تا بتوانند به سرزمین خود بازگردند. . به گفته ی تورات( درکتاب عزرا) کوروش در رخداد بابل حدود 42360 نفر یهودی را به سرزمینشان رهسپار کرد. افزون بر این تعداد 7337 غلام و کنیز و 200 نوازنده مرد و زن نیز به سرزمینشان باز گشتند. آنها 736 اسب، 245 قاطر، 435 شتر، 6720 الاغ با خود بردند. که گفته می شود اینان نخستین گروه یهودیان بودند که به رهبری "زروبابل" رهسپار اورشلیم می شوند. آنها پس از ورود خود به اورشلیم کار بازسازی خانه خدا را آغاز می کنند. چندین سال به درازا می کشد که آنها خانه خدا را بازسازی می کنند و هشتاد سال پس از بازسازی خانه خدا عزرا همراه 2000 خانواده یهودی از بابل به اورشلیم راهی می شوند.

 بخش 1 این کتاب با نام "کوروش فرمان بازگشت یهودیان را صادر می کند" این گونه از کوروش یاد می کند:

 در سال اول سلطنت کوروش، پادشاه پارس، خداوند آنچه را که توسط ارمیای نبی فرموده بود، به انجام رساند. خداوند کوروش را بر آن داشت تا فرمانی صادر کند و آن را نوشته به سراسر سرزمین پهناورش بفرستد. این است متن آن فرمان:

( من، کوروش، پادشاه پارس، اعلام میدارم که خداوند، خدای آسمان ها، تمام ممالک جهان را به من بخشیده است و به من امر فرموده است که برای او در شهر اورشلیم که در یهودا است خانه ای بسازم. بنابر این از تمام یهودیانی که در سرزمین من هستند، کسانی که بخواهند میتوانند به آنجا بازگردند و خانه ی خداوند، خدای اسراییل را در اورشلیم بنا کنند، خدا همراه ایشان باشد. همسایگان این یهودیان باید به ایشان طلا و نقره، توشه راه و چهارپایان بدهند و نیز هدایا برای خانه ی خدا تقدیم کنند.)

کوروش اشیاء قیمتی خانه ی خداوند را که نبوکد نصر آنها را از اورشلیم آورده و در معبد خدایان خود گذاشته بود، به یهودیان پس داد. کوروش به خزانه دار خود(میتراداد) دستور داد که تمام این اشیاء قیمتی را ازخزانه بیرون بیاورد و به" شیشبصر"(سرپرست یهودیانی که به سرزمین یهودا باز می گشتند) تحویل بدهد.( رهبران دیگر یهودیان در این سفر: زروبابل، یهوشع، نحمیا، سرایا، رعیلایا، مردخای، بلشان، مسفار، بغوای، رحوم و بعنه)

این اشیاء قیمتی عبارت بودند از:

سینی طلا                    30 عدد
سینی نقره                   1000 عدد
سینی های دیگر            29 عدد
جام طلا                       30 عدد
جام نقره                      410 عدد
ظروف دیگر                   1000 عدد
....

رویهمرفته 5400 شیء قیمتی از طلا و نقره به شیشبصر سپرده شد و او آنها را به همراه یهودیان به اورشلیم بازگرداند.(ارقامی که در بالا آمده تقریبی است، متن اصلی عبری این آیات چندان واضح نیست.)

 دربخش 8 کتاب دانیال ( نوشته ی دانیال نبی) که از کتاب عهد عتیق و بخشی از کتاب مقدس است نیز آمده است:

 او(دانیال) خوابی می بیند که در شوش واقع در استان عیلام در کنار رودخانه ی اولای ایستاده است و یک قوچ که دوشاخ بلند داشت در آنجا ایستاده است. سپس یکی از این شاخها رشد کرده و از شاخ دیگر بلند ترمی شود این قوچ به سوی مغرب، شمال و جنوب شاخ می زد و هیچ جانداری نمی توانست با او مقابله کند یا از چنگش جان سالم بدر ببرد او هر طور می خواست عمل می کرد و بزرگ می شد. ... درادامه در بند 15 همان کتاب برای تفسیر خواب او جبرییل بر او فرود می آید و به او می گوید که قوچی که در خواب دیدی پادشاهی ماد و پارس است. ((کوروش بزرگ پسر کمبوجیه ( از قوم پارس) و ماندانا( از قوم ماد). )) گویا قضیه ی ذوالقرنین از همین جا سرچشمه می گیرد.

 آری کوروش بزرگ شهریار ایران زمین پادشاهی است که در تمام نوشته هایی که از او سخن گفته اند به نیکی یاد شده است. کردار و گفتار نیک او تا جایی است که تاریخ نویسان یونانی را نیز که از ایرانیان کینه داشته اند بر آن می دارد که از او به نیکی یاد کنند.

به کوشش: اهورا هژبریان
یزدان پناه باد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 11:47  توسط اهورا  | 

دست در دست هم دهیم به مهر، میهن خویش را کنیم آباد.

دیریست که بر خشکی پهن دشتی ایستاده ایم که کس باور ندارد روزگاران دور، سبز دشتی بوده است، سرشار از مهر و دوستی.

آری در کویر سرزمینی که با مهر اهورایی ساخته و با فراموشی مردمانش اسیر اهریمن گشت،-

 کس نمی فشرد دست یازیده ی نیازمندی را.

به کجا میرویم؟ تا به کی پالان اطلس بر خویش گذاریم و بار بیخردی را هرسو بکشیم.؟

بیایید بیاندیشیم و بکوشیم و آنچه باید بدست آوریم.

یزدان پناه باد.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 19:8  توسط اهورا  |